سلام محلهها ظرفیتی هستند که اگر به درستی فعال و شبکه سازی شوند، میتوانند ایران را در مسیر ایجاد یک نظام مدیریت بحران محله محور، اجتماع محور و انسان محور قرار دهند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از سازمان بهزیستی کشور، بحرانهای امروز چه از جنس حوادث طبیعی و چه از نوع بحرانهای شدید و پیچیده از جمله بحرانهایی با ابعاد امنیتی یا جنگی، همچنین تجربه جنگ دوازده روزه و نیز چهل روزه با رژیم امریکایی-صهیونی و حتی “جنگ تحمیلی هشت ساله ایران” نشان دادهاند دیگر نمیتوان تنها با تکیه بر سازوکارهای رسمی و سلسله مراتبی دولتی به تاب آوری پایدار دست یافت. تجربه بسیاری دیگر از کشورها نیز ثابت کرده است بخش بزرگی از موفقیت در مدیریت بحران، از دل محلات و از ظرفیتهای اجتماعی برمیخیزد.
در واقع، محله جایی است که مردم در آن زندگی میکنند؛ از آن مراقبت میکنند و در لحظه بحران، نخستین امید و نخستین سنگر آنان همان محیط نزدیک و شبکه اجتماعی محله خوشان است.در ایران نیز واقعیتهای سالهای اخیر نشان داده است بحرانها بیش از آنکه ماهیتی فنی داشته باشند، ماهیتی عمیقاً اجتماعی پیدا کردهاند.
آنچه خسارات را تشدید میکند، تنها شدت حادثه نیست؛ بلکه فروپاشی شبکههای حمایتی، بینظمی در واکنش اولیه، نبود ارتباط مؤثر میان مردم و نهادهای رسمی و کمبود امکانات محلی برای مدیریت اضطراب و هراس جمعی است.به همین دلیل نگاه محله و اجتماع محور به مدیریت بحران نه یک انتخاب بلکه ضرورتی راهبردی است؛ ضرورتی که اگر نادیده گرفته شود، تلفات انسانی و خسارتهای اجتماعی به شکل چشم گیری افزایش خواهد یافت.
در این میان، سازمان بهزیستی یکی از مهمترین ظرفیتهای کشور را در اختیار دارد؛ ظرفیتی که در کمتر نهاد اجتماعی مشابه آن وجود دارد. شبکه گسترده ۲۷۵۰پایگاه “سلام محله” که قبل از شروع جنگ های اول و دوم تحمیلی امریکایی-صهیونی با هدف تقویت فعالیتهای اجتماع محور و محلهگرا طراحی و ایجاد شد، میتواند ستون اجتماعی تابآوری در ایران باشد.
این پایگاهها نه تنها در زمان عادی بعنوان مراکز خدمت رسانی اجتماعی فعالیت میکنند، بلکه در شرایط بحرانی قابلیت آن را دارند که به نقطه فرماندهی محلی، مرکز هماهنگی خدمات اجتماعی و محور اصلی سازمان دهی مردم تبدیل شوند.”سلام محله”ها با برخورداری از نیروهای متخصص، مددکاران اجتماعی، گروههای داوطلب، همیاران سلامت اجتماعی، گروههای فعال توانبخشی مبتنی بر جامعه و شبکههای حمایتی محلی، عملاً یک «شبکه اجتماعی آمادهباش» در سراسر کشور ایجاد می کنند.
وجود چنین شبکهای به معنای آن است که در لحظه بحران، امکان ارتباط سریع با مردم، انتقال پیامهای فوری، شناسایی گروههای آسیبپذیر، هماهنگی امدادهای اولیه، کنترل اضطراب جمعی، تخلیه امن و ارائه حمایتهای روانی–اجتماعی فراهم است.اگر مدیریت بحران را چرخهای بدانیم شامل، ارزیابی، برنامهریزی، توانمندسازی، اجرا و یادگیری، پایگاههای “سلاممحله” در هر پنج گام نقش مستقیم دارند.
در مرحله ارزیابی، این پایگاهها بهترین منبع دادههای محلهای درباره وضعیت خانوادهها، معلولان، سالمندان، کودکان، مراکز اقامتی و نیازهای خاص هستند.
در مرحله برنامهریزی، بهزیستی با اتکا به دادههای محلی و نگاه تخصصی اجتماعی میتواند نقشههای خطر، مسیرهای تخلیه، اولویتهای حمایتی و شیوههای مداخله اجتماعی را برای هر محله طراحی کند.
در مرحله توانمندسازی، آموزشهای محلی(از کمکهای اولیه تا مدیریت تنش، از مهارتهای بقا تا شیوه مراقبت از آسیبپذیران)بوسیله همین پایگاهها به خانوادهها و داوطلبان انتقال مییابد.
پایگاههای “سلاممحله” با این آموزشها، حلقه نخست واکنش مردمی را تقویت میکنند و مانع از گسست اجتماعی در لحظات بحران میشوند. در مرحله اجرا، این پایگاهها میتوانند به مراکز فرماندهی محلی تبدیل شوند.مدیریت پناهگاههای کوچک و محلی، هماهنگی داوطلبان، غربالگری افراد آسیبدیده، ارائه حمایتهای روانی و اجتماعی، حفظ تداوم خدمات توانبخشی و مراقبتی برای معلولان و سالمندان و کمک به انتقال امن گروههای نیازمند، همه از جمله وظایفی است که “سلاممحله”ها قادر به انجام آناند.
نهایتاً در مرحله یادگیری و اصلاح، پایگاههای “سلاممحله” با گزارش دهی دقیق و مستمر، امکان ارزیابی واقع بینانه عملکرد و انجام اصلاحات لازم را فراهم میکنند.این فرایند، حلقه نهایی تابآوری است؛ زیرا بدون یادگیری، هیچ نظام مدیریت بحرانی توان ارتقا نخواهد داشت.
در بحرانهایی با ابعاد شدید، بویژه بحرانهای جنگی و پساجنگ، نقش این پایگاهها حیاتیتر میشود.
تجربه کشورهایی که با چنین شرایطی مواجه بودهاند و نیز تجارب سه جنگ تحمیلی پس از انقلاب در ایران، نشان میدهد آنچه جامعه را سرپا نگه میدارد، وجود شبکههای محلی و اجتماعی است که بتوانند در نبود یا ضعف موقت ساختارهای رسمی، امور حیاتی را سامان دهند. سلاممحلهها با ساختار سبک، چابک، محلی و مردمی،خود به خود بهترین گزینه برای انسجام اجتماعی آسیب پذیران، مدیریت روانی جامعه و جلوگیری از فروپاشی ارتباطات محلی در دوران بحرانهای شدید هستند.
بطور خلاصه، تابآوری ایران در برابر تهدیدهای آینده(چه طبیعی، چه انسانی و چه جنگی)نیازمند نگاه ترکیبی به ابعاد مکانی، اجتماعی و حمایتی است.در جریان جنگ چهل روزه اخیر میان ایران و رژیم آمریکایی–صهیونیستی، نمونه روشنی از کارکرد فعالیتهای محله محور، بویژه با تکیه بر پایگاههای “سلام محله” و گروههای اجتماع محور از جمله گروههای توانبخشی مبتنی بر جامعه، همیاران سلامت روانی–اجتماعی، گروههای محب و گروههای همیار سلامت زنان سرپرست خانوار دیده شد.این شبکهها توانستند بطور مؤثر به یاری مردم بیایند.
تنها در همین دوره کوتاه، بیش از ۶۵هزار خانوار آموزشهای تاب آورانه و توانمندساز دریافت کردند.همچنین از طریق همین فعالیتهای محله محور، بیش از ۳۰۰هزار بسته معیشتی، غذایی، بهداشتی و حمایتی میان خانوارها توزیع شد.در حوزه اسکان و مدیریت اضطراری نیز این گروهها به تخلیه ایمن و تأمین یا تعمیر مسکن بیش از ۱۲۰۰خانوار کمک کردند.
افزون بر این، بیش از ۵۵هزار مشاوره حضوری و آنلاین توسط نیروهای متخصص و داوطلبان همین شبکهها ارائه شد.بیش از سی هزار محتوا برای شرایط جنگ توزیع شد؛ اقدامی که نقش مهمی در کاهش اضطراب، حمایت روانی و حفظ انسجام اجتماعی خانوارها داشت.
“سازمان بهزیستی” با شبکه گسترده و بالفعل پایگاههای “سلام محله” میتواند نقشی اساسی در این حوزه ایفا کند.
سلام محلهها ظرفیتی هستند که اگر به درستی فعال و شبکه سازی شوند، میتوانند ایران را در مسیر ایجاد یک نظام مدیریت بحران محله محور، اجتماع محور و انسان محور قرار دهند؛_ نظامی که بر تجربه جهانی، نیازهای بومی و سرمایه اجتماعی مردم تکیه دارد و میتواند پشتوانهای پایدار برای تاب آوری ملی باشد.







































Wednesday, 22 April , 2026