تنگه هرمز فقط مسیر نفت و گاز نیست؛ ۷ کابل اصلی اینترنت منطقه و کشورهای حاشیه خلیج فارس هم از آن عبور میکند.
به گزارش خبرگزاری مهر، تسنیم نوشت: آیا تا به حال فکر کردهاید که یک پیام در شبکههای اجتماعی، یک ویدیو در اینستاگرام یا یک تماس اینترنتی چگونه از کشوری به کشور دیگر سفر میکند؟ پاسخ در لایهای از زیرساخت نهفته است که برای بسیاری نامرئی است، اما حیات دیجیتال مدرن به آن وابسته است: کابلهای زیردریایی.
بهخلاف تصور عمومی که اینترنت را «بیسیم» میپندارند، بیش از ۹۷ درصد ترافیک جهانی داده از طریق کابلهای فیزیکی بهضخامت یک بازوی انسان، در کف اقیانوسها جابهجا میشود. این کابلها از رشتههای نازک شیشهای (فیبر نوری) ساخته شدهاند که اطلاعات را بهشکل پالسهای نوری با سرعت نور منتقل میکنند. هر کابل میتواند دهها ترابیت داده در ثانیه جابهجا کند، معادل همزمان پخش میلیونها ویدیوی با کیفیت بالا.
در این میان، “تنگه هرمز”، این آبراه باریک، نهتنها یک شاهراه حیاتی برای ترانزیت نفت و گاز جهان است، بلکه به همان اندازه برای عبور ستون فقرات اینترنت منطقه حیاتی محسوب میشود. کشورهای حاشیه خلیج فارس (امارات، قطر، بحرین، کویت، عربستان، عراق و حتی بخشی از ایران) برای اتصال به شبکه جهانی اینترنت، بهشدت به کابلهایی وابسته هستند که ناگزیر از این دهانه باریک عبور میکنند.
این گزارش به بررسی این زیرساخت حیاتی، کابلهای عبوری از تنگه هرمز، مفهوم گرههای فرود، نقش دیتاسنترها و آسیبپذیری راهبردی کشورهای منطقه در برابر اختلال احتمالی در این شاهراه دیجیتال میپردازد.
کابلهای زیردریایی چیست و چهچیزی از آن عبور میکند؟
کابل زیردریایی مجموعهای از چندین رشته فیبر نوری است که در لایههای محافظ از جنس فولاد و پلیاتیلن پیچیده شده است. این کابلها در اعماق تا ۸۰۰۰متری دریا گذاشته میشوند. درون آنها، اطلاعات بهشکل نور حرکت میکند و در ایستگاههای تقویتی در مسیر، سیگنالها هر ۶۰ تا ۱۰۰ کیلومتر یک بار بازسازی میشوند.


مبدأ و مقصد: اینترنت از کجا میآید به کجا میرود؟
اینترنت «مرکز» واحدی ندارد؛ بلکه شبکهای از میلیونها سرور در سراسر جهان است، با این حال، اکثر محتوای پرطرفدار (از جمله یوتیوب، گوگل، آمازون و…) روی سرورهای عظیمی بهنام دیتاسنتر در مناطقی مانند آمریکا، اروپا (بهویژه فرانکفورت، آمستردام، لندن، مارسی) و شرق آسیا (سنگاپور) ذخیره شده است. کابلهای زیردریایی، این دیتاسنترهای بزرگ را به هم متصل میکنند،
بهعنوان مثال، کابل معروف SEA-ME-WE (مخفف Southeast Asia-Middle East-Western Europe) از سنگاپور آغاز میشود، از اقیانوس هند عبور میکند، به هند و پاکستان میرسد، سپس وارد دریای عمان و خلیج فارس میشود و در نهایت از طریق دریای سرخ و کانال سوئز به اروپا (مارسی) متصل میشود.
کابلهای معروف عبوری از تنگه هرمز (حداقل ۷ کابل اصلی)
بر اساس نقشههای معتبر TeleGeography و پایگاه داده Submarine Networks، حداقل ۵ تا ۷ سیستم کابلی اصلی از تنگه هرمز عبور میکنند. در زیر بهتفکیک، ویژگیهای فنی و وضعیت کنونی هر یک در سال ۲۰۲۶ بررسی میشود:

۱. FALCON: یکی از گستردهترین سیستمهای کابلی در منطقه که تقریباً تمام کشورهای حاشیه خلیج فارس را به هم متصل میکند. بهدلیل نزدیکی به مناطق درگیری دریایی در اوایل ۲۰۲۶، کشتیهای تعمیراتی اغلب نمیتوانند با خیال راحت به بخشهای شمالی آن دسترسی پیدا کنند و این کابل به یک دارایی پرریسک تبدیل شده است.
۲. AAE-۱ (Asia-Africa-Europe-۱): یک کابل ۲۵,۰۰۰کیلومتری کهنهکار. با وجود سابقه قطعیهای مکرر در دریای سرخ، هماکنون بهعنوان شریان پرازدحام خاورمیانه عمل میکند و بهدلیل توقف پروژههای جدیدتر، مجبور است سرریز ترافیک را حمل کند.
۳. Gulf Bridge International (GBI): این کابل که به پیشگامی در «مسیر شمالی» از طریق عراق معروف است، در زمان حاضر مسیرهای عبور زمینی آن بهعنوان نقشه معماری پروژههای اضطراری جایگزین زمینی منطقه در حال استفاده است.
۴. Tata TGN-Gulf: پیوند اصلی بخش شرکتی (Enterprise) که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) را به بمبئی متصل میکند. این کابل با حداکثر ظرفیت طراحی خود کار میکند، زیرا ترافیک کاربران سازمانی را که از مسیرهای ناپایدار دریای سرخ مهاجرت کردهاند، جذب کرده است.
۵. SEA-ME-WE ۵ (SMW۵): پیشروی با کارایی بالا نسبت به نسل بعدی خود (SMW۶). در سال ۲۰۲۶ بهدلیل اتصال کوتاه الکتریکی حلنشده در دریای سرخ در وضعیت «تخریبشده» کار میکند، زیرا وضعیت امنیتی از ماهها پیش از انجام تعمیرات در اعماق دریا جلوگیری کرده است.
۶. ۲Africa: بزرگترین پروژه کابل زیردریایی جهان (بهسرپرستی متا/فیسبوک) که شاخههایی برای اتصال به کشورهای منطقه خلیج فارس دارد، اما در مارس ۲۰۲۶، شرکت سازنده بهدلیل غیرقابل دسترس شدن خلیج فارس، وضعیت اضطراری اعلام کرد. بخش اعظم کابل در بستر دریا قرار دارد، اما عملیات «فرود» (اتصال به ساحل) متوقف شده است.
۷. Oman-Iran (POI): کابلی که بهطورخاص ایران را (چابهار و جاسک) به عمان متصل میکند.
این کابلها در نقشههای تعاملی بهصورت خطوط رنگی مختلف دیده میشوند که همگی در دهانه باریک تنگه هرمز از کنار یکدیگر عبور میکنند.
گرههای فرود (Cable Landing Stations) و دیتاسنترها؛ قلب تپنده دیجیتال
گره فرود چیست؟
گرههایی که روی نقشههای کابلهای زیردریایی بهصورت نقاط دایرهای روی خشکی دیده میشوند، ایستگاههای فرود کابل نام دارند. این مکانها تأسیسات بسیار حساس و امنیتی هستند که کابل زیردریایی پس از هزاران کیلومتر از آب بیرون میآید و به شبکه فیبر نوری زمینی متصل میشود.
دیتاسنترها کجا مستقر هستند؟
کشورهای حاشیه خلیج فارس، بهویژه امارات (دبی، ابوظبی، فجیره)، قطر (دوحه)، بحرین و عربستان، سرمایهگذاری کلانی برای تبدیل شدن به هابهای منطقهای دیتاسنتر کردهاند. شرکتهای بزرگ جهانی مانند Amazon (AWS) ،Microsoft (Azure) ،Google Cloud و Oracle دیتاسنترهای خود را در این کشورها مستقر کردهاند. این دیتاسنترها بهعنوان «هاب ترانزیت» عمل میکنند و دادههایی را که از هند یا آفریقا به اروپا میروند، توزیع میکنند.

جایگاه ایران در این شبکه؛ تفاوت فاحش در تراکم گرهها
اگر به نقشه کابلهای خلیج فارس نگاه کنید، یک تفاوت چشمگیر مشاهده میشود: در سمت جنوب (کشورهای عربی) انبوهی از گرههای فرود و خطوط کابل بههمپیچیده دیده میشود، اما در سمت شمال (ایران) گرههای کمتری وجود دارد که دلایل متعددی دارد:
تحریمها:
ساخت کابلها توسط کنسرسیومهای بینالمللی با سرمایهگذاری شرکتهای غربی انجام میشود، تحریمها مشارکت ایران را دشوار کرده است.
هاب دیتاسنتربودن کشورهای عربی:
کابلهای جدید بهجای ایران به آنجا متصل میشوند.
مزیت جغرافیایی ایران در مسیرهای خشکی:
ایران میتواند از مسیرهای زمینی (فیبر نوری در خشکی) به ترکیه و سپس اروپا متصل شود،
در نتیجه، کشورهای عربی به هابهای ترانزیت بینالمللی تبدیل شدهاند. آنها پهنای باند را بهصورت عمده دریافت میکنند و به کشورهای دیگر (از جمله ایران بهصورت غیرمستقیم) میفروشند و حق ترانزیت دریافت میکنند، در مقابل، گرههای فرود جنوبی ایران عمدتاً «نقاط مصرف داخلی» هستند، نه هاب ترانزیت.
پروژههای متوقفشده؛ وعدههای ناتمام در بستر دریا
وضعیت فعلی عجیب است: از یک طرف میلیاردها دلار کابل زیردریایی غولپیکر در بستر دریا افتاده و بیش از ۹۰ درصد آنها تکمیل شده است، اما از طرف دیگر، منطقه هنوز به همان کابلهای قدیمی و فرسوده خود متکی است، مهمترین پروژههایی که متوقف یا مختل شدهاند عبارتند از:
پروژه ۲Africa (بخش پرلز): در مارس ۲۰۲۶، چون خلیج فارس به منطقهای غیرقابل دسترس تبدیل شد، شرکت سازنده وضعیت اضطراری اعلام کرد. الآن بدنه اصلی کابل در کف دریاست، اما کار اتصال آن به ساحل (همان چند کیلومتر پایانی) رها شده است.
کابل SEA-ME-WE۶: این کابل قرار بود جایگزین سریعتری برای کابل قدیمی SMW۵ باشد، اما بهدلیل مشکلات امنیتی در دریای سرخ، راهاندازی آن تا اواخر سال ۲۰۲۷ به تأخیر افتاده است.
پروژه فیبر در خلیج فارس (FIG): این پروژه عملاً قربانی اتفاقات «تنگه هرمز» شد، کار ساخت آن در اوایل سال ۲۰۲۶ بهدلیل تنشهای دریایی متوقف شد.
بخش زیردریایی پروژه WorldLink: این قسمت از پروژه بهطوررسمی معلق شده است، چون شرکت سازنده نمیتواند برای کشتیهای خود در شرایط فعلی شمال خلیج فارس بیمه دریایی دریافت کند.
آسیبپذیری کشورهای خلیج فارس در برابر اختلال در تنگه هرمز
براساس دادههای مسیریابی جهانی (BGP)، حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد از اینترنت ایران از طریق مسیرهای زمینی شمال و غرب (ترکیه، ارمنستان، آذربایجان) تأمین میشود، تنها ۳۰ تا ۴۰ درصد از طریق کابلهای زیردریایی جنوب وارد میشود،
اما برای کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس، قضیه کاملاً متفاوت است، آنها اتکای بسیار بالایی (بیش از ۹۰ درصد) به مسیرهای دریایی از طریق تنگه هرمز دارند، زیرا گزینههای زمینی محدود و ناامنی دارند.

اگر بههردلیلی ـ اعم از بلایای طبیعی، لنگر انداختن کشتیها، حوادث دریایی یا اقدامات عمدی ـ چند کابل اصلی در تنگه هرمز بهطور همزمان قطع شوند، برای کشورهای عربی خلیج فارس فاجعهای دیجیتال رخ میدهد، اینترنت آنها دچار قطعی شدید یا اختلال گسترده میشود، خسارت مالی روزانه در مقیاس صدها میلیون تا میلیاردها دلار خواهد بود (از دست رفتن تراکنشهای بانکی، اختلال در بورسهای دبی و دوحه، توقف تجارت الکترونیک، لغو پروازها و غیره)، نمونه تاریخی آن در سال ۲۰۰۸ بود که قطع دو کابل در مدیترانه باعث شد اینترنت در خاورمیانه و هند تا ۷۰ درصد کاهش یابد و میلیاردها دلار خسارت وارد شود.
برای ایران بهدلیل اتکای کمتر به مسیر جنوبی، آسیبپذیری بسیار کمتری دارد، هرچند همچنان آسیبزاست. ترافیک حیاتی میتواند بهسمت مسیرهای زمینی شمال و غرب هدایت شود، ممکن است کاهش سرعت و کیفیت رخ دهد، اما قطعی کامل اتفاق نمیافتد، بهعبارت دیگر، در بحران تنگه هرمز، کشورهای حاشیه خلیج فارس بسیار بیشتر از ایران آسیب میبینند.
تنگه هرمز تنها یک شاهراه انرژی نیست؛ بلکه گلوگاه حیاتی اینترنت برای کل منطقه خلیج فارس است. تراکم کابلهای زیردریایی در این آبراه باریک، آن را به یک نقطه شکست واحد (Single Point of Failure) برای اقتصاد دیجیتال کشورهای عربی تبدیل کرده است. ناامنی همزمان در دو جبهه تنگه هرمز و دریای سرخ، شرایطی بیسابقه ایجاد کرده است که در آن حتی تعمیرات معمولی کابلها ماهها به تأخیر افتاده است.
در مقابل، ایران با بهرهمندی از مسیرهای زمینی شمالی و غربی، آسیبپذیری کمتری دارد، با این حال، سرمایهگذاری برای تقویت گرههای فرود جنوبی و افزایش افزونگی در شبکه، برای حفظ پایداری و امنیت ارتباطی کل منطقه امری حیاتی است.
همانطور که تحلیلگران بینالمللی تأکید میکنند، توپولوژی فیزیکی هنوز اهمیت دارد؛ جغرافیا، دسترسی و لجستیک در نهایت تعیین میکنند که شبکهها چقدر تابآور هستند.





































Wednesday, 22 April , 2026