کرمانشاه میزبان ناوبان سوم حامد مومنه، بازمانده قهرمان ناوشکن دنا است که لحظات تلخ حمله و صلابت را روایت کند.

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرمانشاه، هوای محله شاطرآباد کرمانشاه حال و هوای متفاوتی داشت. مردمی آمده بودند تا از فرزند خود، ناوبان سوم «حامد مومنه»، از خدمه قهرمان ناوشکن دنا، استقبال کنند. او که خود یکی از مجروحان حادثه تلخ حمله ناجوانمردانه دشمن آمریکایی-صهیونی بود، اکنون بازگشته تا خاطرات تلخ و شیرین، اندوه از دست دادن یاران و صلابت ایستادگی بر دریایی مواج را بازگوید.

حمله وحشیانه آمریکا و رژیم صهیونیستی در روز ۱۳ اسفندماه ۱۴۰۴ به ناوشکن دنا که برای ماموریت آموزشی در دریای هند و آب‌های بین‌المللی حضور داشت، موجب شهادت ۸۴ نفر و جاویدالاثر شدن ۲۰ خدمه و کارکنان آن و همچنین مجروح شدن ۳۲ نفر از ارتشیان دلاور این ناوشکن شد.

۶ نفر از پرسنل ناو دنا، کرمانشاهی بودند که ۴ نفر شهید، یک نفر جاویدالاثر و ناوبان سوم «حامد مومنه» هم مجروح شد.

حامد مومنه، حالا که درد جسمی‌اش کمی آرام گرفته، لبخندی تلخ بر لب دارد و گاهی هم بغض فروخورده‌اش جایش را به گریه‌های بی‌امان می‌دهد و از رزمایش «صلح و دوستی میلان ۲۰۲۶» در هندوستان می‌گوید؛ مأموریتی که ناوشکن دنا، قهرمانانه پرچم ایران را در آب‌های بین‌المللی به اهتزاز درآورد. اما مسیر بازگشت به وطن، سرنوشتی دیگر رقم زد.

مؤمنه می‌گوید: برای شرکت در رزمایش صلح و دوستی میلان ۲۰۲۶ به هندوستان اعزام شده بودیم. رزمایش با موفقیت کامل انجام شد و ناوشکن دنا توانست به‌خوبی نماینده کشورمان باشد. اما در مسیر بازگشت، شرایطی خارج از انتظار رخ داد.

ساعات ابتدایی بامداد، حدود سه تا سه‌ونیم، آماده صرف سحری بودیم. ماه رمضان بود و بیشتر نیروها روزه‌دار بودند. شرایط کاملاً عادی بود تا اینکه بدون هیچ‌گونه هشدار قبلی، هدف حمله قرار گرفتیم؛ در منطقه‌ای که نه میدان نبرد محسوب می‌شد و نه داخل مرزهای ایران بود.

اصابت نخستین اژدر، اگرچه خساراتی ایجاد کرد، اما در همان لحظات اولیه کسی به شهادت نرسید. تمام نیروها در کشتی حضور داشتند و هیچ‌کس آن را ترک نکرد. ما ۱۰۴ نفر بودیم و همه تا آخر در کنار هم ماندیم. هدف حمله، به وضوح آسیب‌رساندن مستقیم به نفرات بود، اما ایستادگی خدمه مانع از آن شد.»

حتی اگر به ما هشدار هم داده می‌شد که داده نشد هیچ‌یک از نیروها عقب‌نشینی نمی‌کرد. برای ما، ناوشکن دنا صرفاً یک شناور نبود؛ بخشی از خاک و شرافت ملی‌مان محسوب می‌شد و ترک آن، برای هیچ‌یک از ما قابل تصور نبود.

پس از حادثه، حدود ساعت ۱۱ صبح موفق شدیم شناور شویم و به کمک نیروهای دریایی سریلانکا منتقل شدیم. آن‌ها نهایت همکاری را در انتقال ما به مراکز درمانی انجام دادند.

یکی از هم‌رزمانم آسیب جدی کمر دیده بود. پزشکان تأکید داشتند که حتی باید از نشستن نیز خودداری کند. با این حال، وی در روز دوم تصمیم گرفت نماز خود را به‌صورت ایستاده به‌جا آورد. دلیلش را که پرسیدیم، گفت: «می‌خواهم بدانند که ما همچنان مقاوم و پابرجا هستیم.» این رفتار او موجب شگفتی پزشکان شد.

دوران درمان، علاوه بر درد جسمی، از نظر روحی نیز بسیار دشوار بود؛ هم به دلیل دوری از وطن و هم به خاطر داغ از دست دادن عزیزانمان. با این حال، پیگیری لحظه‌به‌لحظه مسئولان ایرانی قوت قلب ما بود.

بازگشت به کشور با هواپیمای ایرانی، برای ما حس بازگشت به خانه را دوچندان کرد. فرود در مشهد و توفیق زیارت امام رضا (ع) از الطاف الهی بود.

بچه‌های دنا علی اکبری و ابوالفضلی شهید شدند، این شعار نیست باید می‌دیدید آنجا واقعاً عاشورایی بود؛ آنچه در آن شب رخ داد، صحنه‌ای سرشار از ایمان و ازخودگذشتگی بود. امیدوارم خداوند به خانواده‌های آنان صبر عطا فرماید و ما نیز خود را موظف به همراهی همیشگی با آنان می‌دانیم.

روایت ناوبان مومنه، نه تنها شرحی از یک واقعه تلخ، که سرودی است از ایستادگی، وفاداری و عزت ملتی که در برابر سختی‌ها و دشمنی‌ها و ناجوانمردی‌ها، قامت خم نمی‌کند. حماسه «دنا»، داستانی است از مردانی که در گستره بی‌کران اقیانوس، معنای واقعی اقتدار و وطن‌پرستی را به نمایش گذاشتند.

انتهای پیام/