اقتصاد آنلاین به سراغ ۶ کارشناس بازار سرمایه رفت و با آنها درمورد بازگشایی بورس در هفته پیشرو گفتوگو کرد.
اقتصاد آنلاین، آرمان هنرکار؛ در حالی که بازار سرمایه ایران بیش از یک ماه است در پی تشدید تنشهای نظامی و جنگ ۴۰ روزه، عملاً در وضعیت تعلیق قرار دارد، اکنون با مطرح شدن احتمال بازگشایی بورس در هفته پیش رو، یکی از مهمترین پرسشهای پیش روی سیاستگذاران و فعالان بازار این است که آیا زمان بازگشت معاملات فرا رسیده است یا خیر.
تجربههای گذشته نشان میدهد بازگشایی بازار در شرایط نااطمینانی میتواند به موجی از رفتارهای هیجانی، فشار فروش و حتی آسیب بیشتر به اعتماد سرمایهگذاران منجر شود؛ از سوی دیگر، تداوم توقف معاملات نیز هزینههای خاص خود را برای فعالان بازار، نهادهای مالی و شرکتها به همراه دارد. همین دوگانگی باعث شده بحث درباره زمان و شیوه بازگشایی بازار به یکی از جدیترین موضوعات میان کارشناسان بازار سرمایه تبدیل شود.
در همین راستا، برای بررسی ابعاد مختلف این مسئله، نظرات شماری از فعالان و تحلیلگران بازار سرمایه شامل مهدی دلبری، جواد عشقینژاد، مهدی دولت، سعید مومنی، مصطفی امید قائمی و امیرحسین نصر جمعآوری شده است؛ کارشناسانی که هر یک از زاویهای متفاوت به مسئله بازگشایی بازار، ریسکهای پیشرو، وضعیت شرکتهای آسیبدیده و چشمانداز معاملات پس از بازگشایی پرداختهاند. اگرچه دیدگاههای این تحلیلگران در برخی جزئیات متفاوت است، اما در یک نکته اشتراک قابل توجهی دیده میشود: بازگشایی بازار بدون کاهش ابهامات سیاسی و اقتصادی و بدون شفاف شدن وضعیت شرکتهای آسیبدیده میتواند با ریسکهای جدی برای بازار همراه باشد.
بررسی مجموع این دیدگاهها نشان میدهد سه محور اصلی در تحلیل کارشناسان بیش از سایر عوامل مورد توجه قرار گرفته است؛ نخست وضعیت سیاسی و امنیتی و سرنوشت مذاکرات مرتبط با جنگ، دوم شفاف شدن میزان خسارت و اختلال در زنجیره تولید شرکتهای بزرگ بهویژه در صنایع فولادی، پتروشیمی و پالایشی و سوم نحوه مدیریت بازار پس از بازگشایی برای جلوگیری از شکلگیری موجهای سنگین فروش و بحران نقدشوندگی.
از یک سو، بخشی از کارشناسان معتقدند تا زمانی که نتیجه مذاکرات و چشمانداز پایان درگیریها مشخص نشود، بازگشایی بازار میتواند با موجی از نااطمینانی همراه باشد و حتی به ریزشهای شدیدتر از تجربیات گذشته منجر شود. از سوی دیگر، برخی نیز بر این باورند که با وجود تمام این ریسکها، توقف طولانیمدت بازار نیز مشکلاتی نظیر قفل شدن نقدینگی، فشار بر نهادهای مالی و افزایش ریسک اعتبارات را به همراه دارد و در نهایت باید راهکاری مدیریتشده برای بازگشت تدریجی معاملات پیدا کرد.
در کنار این مباحث، موضوع شفافسازی شرکتها نیز بهعنوان یکی از مهمترین پیششرطهای بازگشایی مطرح شده است. بسیاری از تحلیلگران تأکید دارند که شرکتها باید بهطور دقیق میزان خسارت، زمان بازسازی، اثرات مالی و چشمانداز تولید خود را اعلام کنند تا سرمایهگذاران بتوانند بر مبنای اطلاعات واقعی تصمیمگیری کنند. بدون چنین شفافیتی، بازگشایی بازار ممکن است به معاملات مبتنی بر شایعه و ترس تبدیل شود.
در مجموع، نظرات فعالان بازار سرمایه نشان میدهد که مسئله بازگشایی بورس صرفاً یک تصمیم اجرایی ساده نیست، بلکه به مجموعهای از متغیرهای اقتصادی، سیاسی و رفتاری گره خورده است؛ متغیرهایی که تعیین میکنند آیا بازگشایی بازار میتواند به بازگشت تدریجی تعادل منجر شود یا خود به آغاز یک دوره جدید از نوسانات و بیاعتمادی در بازار سرمایه تبدیل خواهد شد.
در ادامه، دیدگاههای این کارشناسان درباره شرایط بازگشایی بازار و سناریوهای احتمالی پیشروی بورس ایران ارائه شده است:
مصطفی امید قائمی:
بازگشایی بازار معلول بسیاری از موارد است که باید در نظر گرفته شود، آسیبهایی که به برخی شرکتها وارد شده ممکن است باعث کمبود مواد اولیه یا مشکلاتی در تامین محصول شود. این مسائل ممکن است باعث تغییر معادلات پس از جنگ شود.
به نظر من، اولین گام برای بازگشایی بازار، شفافسازی کامل اطلاعات همه شرکتها است. با توجه به وضعیت جنگی جاری، باید اطلاعاتی در خصوص اثرات جنگ روی صورتهای مالی و گزارشهای پیشبینی شرکتها منتشر شود تا وضعیت واقعی آنها روشن شود. این شفافیت به ما کمک میکند بتوانیم برنامهریزی بهتری برای بازگشایی نمادها داشته باشیم و تصمیم مناسب را اتخاذ کنیم.
در این مرحله به نظرم باید مبنای کار، شفافیت و دریافت اطلاعات از شرکتها قرار گیرد. شرکتهایی که اطلاعات شفاف ارائه دادهاند یا از جنگ خیلی متاثر نشدهاند میتوانند نمادهایشان بازگشایی شود. تا زمانی که این اطلاعات شفاف نشده است، باز شدن بازار ممکن است درست نباشد، زیرا سرمایهگذاران اطلاعی از وضعیت واقعی شرکتها ندارند و ممکن است معاملات ناآگاهانه انجام دهند که منطقی و در راستای حمایت از بازار نیست. از طرفی بورس هم وظایفی دارد و باید مراقب باشد که بازار براساس اطلاعات درست عمل کند.
بنابراین، شرکتهایی که اطلاعات شفافشده و وضعیت خود را اعلام کردند، میتوانند مبنای بازگشایی باشند. در خصوص تاثیر جنگ هم باید گفت جنگ اتفاقات زیادی را رقم زده که قابل چشمپوشی نیست. ما با بزرگترین بحران ممکن برای یک کشور روبهرو هستیم؛ وضعیتی که مشابهش را شاید بار اول است تجربه میکنیم. نتیجه مذاکرات جاری و مسائل مربوط به خسارتها، بیمهها و مدت زمان بازسازی شرکتها باید به روشنی اعلام شود.
برخی شرکتها آسیبهای جدی دیدهاند؛ مثل آسیب دیدگی خطوط تولید یا کاهش ظرفیت تولید که این مسائل باید کاملاً شفاف شود. این اطلاعات برای سرمایهگذاران و همه کسانی که قبلاً سرمایهگذاری کردهاند بسیار اهمیت دارد تا بتوانند تصمیمات جدید سرمایهگذاری خود را بر اساس واقعیتها اتخاذ کنند. با این توضیح، هرچه زودتر این اطلاعات شفاف و جامع شود، تصمیمات جدید و بازگشایی بازار با ریسک کمتر و دقت بالاتر ممکن خواهد بود.
مهدی دلبری:
در حوزه بازگشایی بازار در هفته آتی، به نظرم چند نکته کلیدی وجود دارد که باعث میشود در شرایط فعلی بازگشایی تصمیم مناسبی نباشد؛
اولین نکته، تفاوت وضعیت فعلی با بحرانهای دو سه دهه اخیر بازار سرمایه است. در رویدادهایی مثل ترور شهید سردار سلیمانی، جنگهای کوتاهمدت، تحریمها و شوکهای مشابه، آسیبها عمدتاً غیرمستقیم و انتظاری بود؛ اما در جنگ ۴۰ روزه اخیر، بخشی از شرکتها بهطور مستقیم تخریب شدهاند و حدوداً میتوان گفت نزدیک به ۱۰ درصد بازار به شکل مستقیم تحتتأثیر قرار گرفته است. اهمیت موضوع از این جهت بالاست که بسیاری از این شرکتها در گروههای فولادی، پتروشیمی و پالایشی فعالاند و در زنجیره تولید از ماده اولیه تا محصول نهایی نقش محوری دارند؛ بنابراین علاوه بر خسارتهای اولیه، باید منتظر اثرات ثانویه مهمی در سایر صنایع نیز باشیم.
در حال حاضر، چند ابهام مهم وجود دارد که هنوز پاسخ روشنی برای آنها نداریم؛ نخست، وضعیت ظرفیت تولید پالایشگاههای گاز و نحوه تخصیص گاز در فصول سرد سال مشخص نیست. دوم، چگونگی جبران کسری صادرات محصولات پتروشیمی و فولادی هنوز روشن نشده است. سوم، سیاست دولت در خصوص توزیع مواد اولیه در داخل کشور، بهویژه برای صنایعی مانند لوازم خانگی، خودرو، لاستیک و سایر حوزههایی که مستقیماً از اختلال در صنعت پتروشیمی و فولاد آسیب میبینند، نامشخص است. این سطح از ابهام، تصویر روشنی از چشمانداز سودآوری و تداوم فعالیت بسیاری از شرکتها به ما نمیدهد.
با این اوصاف، در گام اول به نظر میرسد قبل از هر تصمیمی درباره زمان بازگشایی، باید به این سؤال پاسخ داده شود که از نظر سیاسی و امنیتی، کشور چه زمانی در موقعیتی قرار میگیرد که بازگشایی بازار سهام قابل توجیه باشد. به بیان روشنتر، بازگشایی بازار در شرایطی که هنوز خطر تداوم یا تشدید درگیری وجود دارد و احتمال آسیب مستقیم به صنایع منتفی نشده، منطقی نیست. شرط اول این است که درگیری به پایان برسد و اطمینان نسبی از عدم گسترش آسیبهای فیزیکی به شرکتها حاصل شود.
در گام بعد، پس از برقراری آرامش نسبی، لازم است چند اقدام اساسی انجام شود؛ نخست، برآورد دقیقی از خسارتهای اولیه و ثانویه شرکتها تهیه شود. دوم، برنامه دولت و سهامداران عمده برای جبران این خسارتها شفاف و قابل ارائه به بازار باشد. باید بدانیم آیا چشماندازی برای بازسازی و احیای شرکتهایی مانند فولاد مبارکه، فولاد خوزستان و سایر صنایع آسیبدیده در یک افق زمانی معقول وجود دارد یا خیر. سوم، باید زمانبندی بازگشت شرکتهای قرارگرفته در زنجیره تولید، که اکنون با کمبود مواد اولیه مواجهاند، تا رسیدن به سطح تولید پایدار مشخص شود.
در کنار این ابعاد واقعی و عملیاتی، بعد روانی بازار را نیز نباید نادیده گرفت. در فضایی که این حجم از ابهام و ترس بر بازار حاکم است، واکنش سهامداران معمولاً رفتاری هیجانی و محافظهکارانه خواهد بود و قیمتها بیش از حد تحتفشار انتظارات منفی قرار میگیرند. بازگشایی بازار در اوج چنین نااطمینانیای، هم میتواند به تشدید ریزش قیمتها و هم به تخریب بیشتر اعتماد عمومی نسبت به بازار سرمایه منجر شود.
از این منظر، توصیه من این است که در وضعیت فعلی، سیاستگذار بههیچوجه بهدنبال تعجیل در بازگشایی بازار نباشد. در عوض، انرژی و تمرکز باید بر چند محور معطوف شود؛ نخست، روشن شدن سرنوشت شرکتهای آسیبدیده و طراحی یک چارچوب حمایتی مشخص از سوی دولت، سهامداران عمده و نهاد ناظر برای تقویت ترازنامه آنها و جلوگیری از سرایت بحران به سایر بخشها. دوم، تدوین برنامهای برای مدیریت وضعیت نهادهای مالی و فعالانی که با اعتبار در بازار حضور داشتهاند و نیز چگونگی مدیریت یا جبران بخشی از زیانهای احتمالی این نهادها بهمنظور جلوگیری از ایجاد ریسک سیستماتیک.
در گام بعد، برای آنکه بازار پس از بازگشایی امکان تثبیت تدریجی و بازگشت به تعادل را داشته باشد، به نظرم چند اقدام سیاستی میتواند در اولویت قرار گیرد؛ کاهش هدفمند مالیات در بازار سرمایه، حذف یا تسهیل برخی مقررات زائد و سادهسازی فرآیند صدور مجوز برای صندوقهای کالایی برای برخی نهادهای واجد صلاحیت، و نیز کاهش کارمزدها بهخصوص حداقل کارمزد ارکان بازار، تا هزینه مبادله کاهش یابد و نقدشوندگی تقویت شود. اینها ابزارهایی هستند که میتوانند به روانتر شدن بازار در روزهای نخست پس از بازگشایی کمک کنند.
همزمان، نقش دولت و بانک مرکزی در بازار بدهی نیز اهمیت بالایی دارد. حضور فعال در بازار اوراق و مدیریت منحنی بازده بهگونهای که از جهش ناگهانی نرخ بهره جلوگیری شود، یکی از پیششرطهای مهم برای جلوگیری از فشار مضاعف بر ارزشگذاری داراییهای ریسکی از جمله سهام است.
با توجه به خسارتهای مستقیم، اثرات زنجیرهای بر صنایع مختلف، ابهامات جدی درخصوص سیاستهای جبرانی و وضعیت تولید، و نیز ملاحظات روانی و رفتاری فعالان بازار، در مقطع فعلی بازگشایی بازار را تصمیمی عاقلانه و بهصرفه نمیدانم. ابتدا باید شرایط سیاسی و امنیتی تثبیت شود، برآورد جامع از خسارتها انجام گیرد، چارچوب حمایت و برنامهریزی دولت و نهاد ناظر تبیین شود و سپس بهصورت مرحلهای و مدیریتشده درباره بازگشایی بازار تصمیمگیری شود. این رویکرد، منطقیتر و از منظر حفظ ثبات و اعتماد در بازار سرمایه قابل دفاعتر است.
جواد عشقینژاد:
با توجه به وضعیت فعلی کشور و همچنین وجود نااطمینانیهای بسیار در اقتصاد، بازگشایی بازار سهام به یکی از اساسیترین پرسشهای این روزها تبدیل شده است؛ در همین راستا و با توجه به آتش بس دو هفتهای ایران و آمریکا، این هفته نیز معاملات بازار سهام متوقف است. در همین میان یک پرسش بسیار اساسی مطرح شده است که از سرگیری معاملات سهام امری مثبت خواهد بود یا خیر؟ در پاسخ به چنین پرسشی باید به این نکته بسیار مهم نیز دقت کرد که مادامی که جنگ ادامه داشته باشد و آتش بسها موقت باشند، بازگشایی بازار سهام امر سهل و ممکنی نیست، زیرا با شدت گرفتن مجدد اوضاع سیاسی و نظامی، شرکتها و صنایع گوناگون دوباره لطمه میبینند. بدین ترتیب مهمترین فاکتور بازگشایی بازار، «افشای اطلاعات دقیق در مورد آنچه برای شرکتها رخ داده» است که در صورت تداوم درگیریهای نظامی، افشای اطلاعات نیز به تبع، نیازمند بهروزرسانی مداوم است.
در خوصو آینده بازار سرمایه و همچین کلیت اقتصاد ایران باید دو سناریو را مد نظر قرار داد، البته که هر دو این سناریوها وابسته به نتیجه و چگونگی پایان جنگ و یا حتی تداوم آن است، در سناریوهای همراه با خوش بینی، ممکن است وضع اقتصادی در کوتاه مدت به سمت بهبودی برود و صنایع آسیب دیده بازسازی شده و همراه با دیگر صنایع فعالیت خود را ادامه دهند. در سناریوهای بدبینانهتر، اما ممکن است روند بازسازی کشور به دارازا بکشد و آثار تورمی ناشی از جنگ همراه با اشکالات ساختاری اقتصادی ایران، شرایط را بدتر کند. همچنین باید این نکته را تاکید کنم که تا به اینجای کار، صنایع فلزی و پتروشیمی بیشترین آسیب را از این جنگ دیدهاند.
مهدی دولت:
در مورد بازگشایی بازار سهام باید گفت که ما همچنان در شرایط جنگی قرار داریم. در حال حاضر، بازار دو هفته است که متوقف شده و چند روزی از این مدت گذشته است، اما درباره آینده بازار، به نظرم بهتر است منتظر باشیم نتیجه مذاکرات حداقل تا حدودی مشخص شود و ابهامات فعلی شفافتر گردد. یعنی نیازمند روشن شدن وضعیت فعلی هستیم.
از سوی دیگر، حدود ۴۰ روز است که بازار سهام فعالیت نداشته است؛ بسیاری از شرکتها و افراد نیازمند نقدینگی و جابجایی داراییها و تغییر استراتژی هستند، اما این وضعیت باعث شده برخی شرکتها و افراد با مشکل مواجه شوند.
در حال حاضر نیز شفافسازی دقیقی درباره شرکتهایی که تحت تأثیر حملات قرار گرفتهاند ارائه نشده و بسیاری از شرکتها اطلاعرسانی نکردهاند. اگر قرار باشد نمادهای آسیبدیده همچنان بسته بمانند و بخواهیم نمادهای دیگر را باز کنیم، میتوانیم به صورت موقت معاملات را با تایم کوتاه برقرار کنیم، البته پس از شفاف شدن مذاکرات و روشن شدن شرایط و به شرطی که جو بازار مثبت باشد.
میتوانیم چنین روندی را مشابه آنچه در صندوقهای کالایی و درآمد ثابت در این چند وقت شاهد بودیم، اجرا کنیم. البته برای موفقیت این کار، لازم است صندوق توسعه و تثبیت به همراه حقوقیهای بزرگ و نهادهای دولتی پای کار باشند و از بازار حمایت و نقدشوندگی آن را تضمین کنند. همچنین، سازمان بورس میتواند ابزارهای خود را به کار گیرد، مثلاً دامنه نوسان را کاهش دهد تا اگر در معاملات قفل شد، بازار شدت منفی نگیرد یا حجم مبنا را افزایش دهد تا از سقوط کامل سهام جلوگیری شود.
به طور کلی، میشود ترکیبی از این اقدامات را اجرا کرد، همراه با حمایتهای مقتضی از صندوقهای سازمان، حقوقیهای بزرگ و نهادهای دولتی تا نقدشوندگی بازار احیا شود تا وضعیت مشخص شود. اگر شرایط به سمت بهبودی برود، بازار خود به خود ریکاوری خواهد کرد؛ اما اگر وضعیت نامطلوب باشد، ممکن است بازار مجدداً بسته شود یا تصمیمات دیگری اتخاذ گردد.
سعید مومنی:
تا اطلاع ثانوی، مهمترین و اثرگذارترین عامل روی بازار، نتایج مذاکرات بین ایران و آمریکا درباره ادامه جنگ است. تا وقتی این موضوع روشن نشود، نمیتوانیم بازار را باز کنیم. این فاکتور، شرط لازم و کافی است؛ یعنی باید بدانیم وضعیت جنگ چه خواهد شد: آیا ادامه پیدا میکند، به یک آتشبس منجر میشود یا کامل به پایان میرسد. شرط دوم، شفاف شدن میزان و ابعاد آسیب شرکتهایی است که تحت تأثیر قرار گرفتهاند. این شرکتها باید اعلام کنند که میزان آسیب چقدر است؟ رفع این آسیب چقدر طول میکشد؟هزینههای مربوط به تعمیرات و جبران خسارات چه میزان است؟ عدمالنفع و خسارت ناشی از توقف تولید چه مقدار است؟
به نظر من، این دو فاکتور کلیدی باید روشن شوند تا بتوان بازار سهام را با اطمینان باز کرد. وگرنه بازگشایی بازار منجر به هیجان منفی و ایجاد صفهای فروش مکرر میشود که چهبسا وضعیت بازار را بدتر میکند. حدود ۸۰ درصد اهمیت مربوط به مذاکرات است و حدود ۲۰ درصد مربوط به شفافیت شرکتها. به عنوان مثال، شرکت فولاد مبارکه باید میزان آسیبدیدگی خود را بهطور دقیق اعلام کند؛ مثلا از کل ۷-۸ میلیون تن تولید ورق و تختال، چقدر متأثر شده، آیا نیروگاه داخلیاش که آسیب دیده قابل اتصال مجدد به شبکه برق است یا نه، و برای تعمیر کورهها و واحدهای احیاء، چه مدت زمان و هزینه لازم است و میزان عدمالنفع چه مقدار است.
همچنین شرکتهای پتروشیمی مانند پتروشیمی مبین و پتروشیمی فجر یوتیلیتی که پایه صنایع پتروشیمی هستند و مواد اولیه مورد نیاز دیگر پتروشیمیها را تأمین میکنند، باید وضعیت خود را شفاف کنند. مواردی مانند طول دوره تعمیر، هزینهها و میزان خسارت باید مشخص شود. شرکتهای وابسته و تأثیرپذیر از این صنایع پتروشیمی اعم از اورهسازیها، متانولسازیها و دیگر صنایع پتروشیمی مرتبط با منطقه عسلویه هم لازم است میزان خسارت خود را اعلام کنند. تا این موارد به طور کامل مشخص نشود، بازگشایی بازار سهام معنی چندانی نخواهد داشت. به طور خلاصه، فاکتور اصلی و شرط لازم و کافی برای بازگشایی بازار، روشن شدن نتایج مذاکرات جنگی است که اکنون در پاکستان در جریان است.
امیرحسین نصر:
با توجه به اعلام آتشبس در روزهای اخیر، صحبتهایی درباره بازگشایی بازار سهام در هفته آینده مطرح شده است. این موضوع باعث نگرانی عمیق سهامداران و سرمایهگذاران شده است.
تجربه جنگ ۱۲ روزه در سال گذشته نشان داد که حتی با وجود عدم تخریب زیرساختها و شرکتهای بورسی مادر و همچنین تزریق سنگین منابع مالی توسط نهادهای حمایتی، باز هم بازار پس از بازگشایی دچار سقوط شدید شاخصها و قیمت سهام شد. اما شرایط فعلی بسیار متفاوت و بهمراتب سختتر است. متأسفانه در این جنگ، تخریب زیرساختهای شرکتهای بورسی مادر که خود تأمینکننده مواد اولیه شرکتهای پاییندستی هستند، گسترده و جدی بوده است. از طرفی چشمانداز روشنی از پایان درگیریها یا نتیجه قطعی مذاکرات هنوز وجود ندارد.
بنابراین، در صورت بازگشایی بازار در این شرایط، فشار فروش در مقایسه با تجربه سال گذشته بسیار سنگینتر خواهد بود. حتی اگر بازگشایی به صورت پلکانی (تدریجی) انجام شود، باز هم در مراحل ابتدایی شاهد فشار فروش ناشی از تسویه اعتبارات خواهیم بود. این فشار فروش نه تنها بر شرکتهای آسیبدیده، بلکه حتی بر شرکتهای کمتر آسیبدیده نیز تأثیر خواهد گذاشت، چرا که اغلب آنها خوراک و مواد اولیه خود را از شرکتهای مادر بورسی آسیبدیده تأمین میکنند.
از سوی دیگر، تداوم ابهام نسبت به زمان پایان درگیریها، سهامداران همین شرکتهای سالمتر را هم به فروش و خروج از بازار ترغیب میکند. بدیهی است که تعجیل در بازگشایی بازار سهام در چنین شرایطی، مغایر با منافع سهامداران و بازار سرمایه خواهد بود. نتیجه چنین اقدامی ایجاد صفهای فروش سنگین، سقوط سریع و طولانی قیمتها، و در نهایت زیان شدید سهامداران خرد و کلان است.
این زیانها برای سهامدارانی که از سال ۱۳۹۹ تاکنون از بازدهی سایر بازارها جاماندهاند و همزمان بخش بزرگی از سرمایه ریالی خود را از دست دادهاند، پیامدهای سنگینی خواهد داشت. در حالی که طی این سالها عرضههای اولیه متعددی نیز انجام شده، اما با این حال، ارزش دلاری بازار سرمایه کشور همچنان در حال ثبت کفهای تاریخی جدید است.
بنابراین، توصیه به سازمان محترم بورس این است که:
از هرگونه تعجیل در بازگشایی بازار تا زمان برطرف شدن ریسکهای سیستماتیک خودداری کند. برای حمایت از بازار در دوره بازگشایی، پس از رفع کامل ریسکها، اقداماتی مانند ارائه بستههای حمایتی به شرکتهای آسیبدیده (از جمله معافیتهای مالیاتی یا تسهیلات بازسازی)
و الزام تمامی شرکتها به افشای کامل و دقیق آثار جنگ، خسارتها و وضعیت عملیاتی خود در سامانه کدال انجام دهد. تنها پس از تحقق این شرایط است که میتوان انتظار داشت بازگشایی بازار نه به زیان سهامداران، بلکه در مسیر بازگشت اعتماد و تعادل در بازار سرمایه کشور انجام شود.






























Sunday, 12 April , 2026